سيد على اكبر برقعى قمى

28

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

به معنى ميزان آفتاب و آن لقب ابو القاسم هبة اللّه بن حسين بن يوسف است معروف به بديع اسطرلابى ، از اعلام حكماى رياضين و صاحب كتاب زيج المعرب و رساله در عمل اسطرلاب و رساله در طلسمات و كتاب درّة التاج من شعر بن الحجاج و در اين كتاب ، اشعار ابو عبد اللّه حسين بن حجّاج بغدادى شاعر زبردست شيعى را گرد آورد و آن را بر يك‌صد و چهل و يك باب قسمت بست و هر بابى را بر فنّى از فنون شعر و صنعتى از صنايع بديعيه اختصاص داد و خود نيز به نظم شعر پرداخت و در سال 534 درگذشت . اسفراينى : با همزهء مكسور و سكون سين بىنقطه و كسر فا منسوب است به اسفراين « 1 » از توابع نيشابور و جمعى از اعلام از آن شهرك برخاستند ، از جمله : ابو حامد احمد بن ابى طاهر محمّد بن احمد اسفراينى از فقهاى شافعيّه ، و به گفتهء ابن اثير : از مجدّدين مائهء چهارم و رئيس مطلق مذهب شافعى ، و كسى است كه در حلقهء درسش در بغداد بيش از سيصد فقيه حاضر گرديد و در سال 406 درگذشت . و از جمله : ركن الدّين ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد بن ابراهيم اسفراينى در طبقهء متكلّمان و فقيهان و صاحب كتاب اصول الدّين و الردّ على الملحدين و متوفّى 418 . و از جمله : عصام الدّين ابراهيم بن محمّد بن عرب شاه اسفراينى شاگرد عبد الرحمن جامى و صاحب شرح بر كافيهء ابن حاجب و شرح تلخيص المفتاح به نام اطول در برابر شرح تفتازانى به نام مطوّل و شرح بر شمسيّهء منطق و حاشيه بر كبرى منطق و حاشيه بر تفسير قاضى بيضاوى و رساله در نسب بين قضايا و رساله در استعارات بديعيّه و حقيقت و مجاز به فارسى و متوفّى 943 . « 2 » أسفع : با فتح فا بر وزن احسن نرينه را گويند كه رنگش سياه و به سرخى مايل باشد و آن نام چند تن از صحابه و محدّثان است . أسقع : با فتح قاف بر وزن اسفع پرندهء كوچكى است كه سرش سپيد و پرهايش سبز است و آن نام جدّ ابو الطفيل عامر بن واثله است از خواصّ اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام .

--> كه در قرن دوّم قبل از ميلاد مىزيسته است . امير خسرو در وجه تسميهء آن گويد : به يونانى اسطر ترازو بود * كه در سكهء عدل ساز او بود و گر معنىام بازپرسى ز لاب * بود هم به گفتار روم آفتاب پس آن كو مراد از سطرلاب جست * ترازوى خورشيد باشد درست ( لغتنامه / دهخدا : 6 / 2288 ؛ برهان قاطع : 1 / 128 ) . ( 1 ) - اسفراين : از شمال محدود است به بخش شيروان و حومهء بجنورد ، از جنوب به بخش جغتاى ، از طرف مشرق به بخش صفىآباد و آن در دامنهء جنوبى كوه آلاداغ واقع است و تا سبزوار 108 كيلومتر فاصله دارد . اسفراين را در قديم مهرگان ( مهرجان ) مىگفته‌اند ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 142 ) . ( 2 ) - و نيز ابو العبّاس فضل بن احمد اسفراينى در آغاز ، كاتب فايق بود آنگاه به خدمت ناصر الدّين سبكتكين پيوست و به روزگار محمود وزارت يافت و پس از ده سال وزارت ، دشمنانش سعايت كردند و سلطان محمود او را معزول كرد و احمد بن حسين ميمندى را بر مسند وزارت نشاند و خود به هندوستان رفت و در غيبت وى بعضى از امراى بدانديش ابو العبّاس را شكنجه كرده تا در سال 404 درگذشت ( لغتنامه / دهخدا : 3 / 575 ) .